داستانک جدید
زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.
پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.
این بگو مگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه یک روز ...
پیرمرد
برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل می کند
ضبط صوتی را آماده کرد و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط
کرد.
پیر
مرد صبح از خواب بیدار شد و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن
خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش رفت و او را صدا زد، غافل از
اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته بود!
از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او بود !
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
بیل گیتس در رستورانبعد از خوردن غذا بیل گیتس 5 دلار به عنوان انعام به پیش خدمت دادپیشخدمت ناراحت شد
بیل گیتس متوجه ناراحتی پیشخدمت شد و سوال کرد : چه اتفاقی افتاده؟
ادامه داستان و یه داستان دیگه ذر ادامه مطلب