تبليغاتX
بزرگترین وبلاگ تفریحی
به وبلاگ تفریحی خوش امدید

تـوسـط:امید
ترکه قاشق قاشق ماست می ریخته تو رودخونه بعد یه لره می یاد می گه چی کار می کنی؟ترکه می گه دارم دوغ درست می کنم!لره بهش می گه همینه که می گن خرین دیگه،آخه این همه دوغ رو کی می خواد بخوره؟

چند تا ترک میرن سینما . فیلم راز بقا رو داشته پخش می کرده . تمساحه آروم آروم میاد و آهو رو می خوره.همه ناراحت میشن . تمساحه میره پای خر رو بخوره با یه جفتک پوز تمساحه رو داغون میکنه . یه دفعه ترکه بلند میشه میگه محمدیاش صلوات

 پليس به تركه: اينجا ماهي‌گيري قدغنه!!! تركه: ولي اينجا تابلو نزدين!!! پليس: نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين

کره الاغی با حسرت از باباش میپرسه:بابایی الاغا هم زن میگیرن؟باباش میگه آره پسرم اتفاقا تو دنیا فقط الاغا زن میگیرن

چندين ساله که دوستت دارم و هميشه دوستت داشتم. ولي هر وقت خواستم به لب هات نزديک بشم منو با نفرت زمين زدي! . . . . . . . . . . . . . . . امضا:آب دماغ

یه روز دلت گرفت و ندونستی چه کار کنی… اینو یادت باشه که اگه منو داشتی هرگز دلت نمی گرفت... امضا: محلول لوله باز کن گلرنگ

لره به ترکه می گه بیا بریم نماز جمعه بخونیم نفری ۱۰۰۰۰تومن میدن ! ترکه می گه اگه ندادن چی ؟ لره می گه خوب می گوزیم باطل می شه

در پي کاهش خنده در سوئيس مقامات اين کشور تصميم به واردات ترک کرده اند

 پسره  میره خواستگاري، پدر عروس ميگه مهريه دخترم صد بشكه بنزِينه! پدر داماد ميگه پسرم! پاشو بريم يک دختر گازِسوز پيدا كنيم

دوست عزیز اگه نظر ندادی می دونی چی میشه

اگه جرات می کنی بیا پایین تا بهت بگم ببینم چی میشه

.......

 ............

 .....................

...................

...................

.................

هیچی نشد فقط دونستم قصدت این بوده که نظر ندی


+ تاريخ 87/02/14 |ساعت16:25 |

........................................................................................................................


تـوسـط:
امید
خبرنگار خارجى مياد تهران، ميره مسجد، مى بينه، همه صف ايستادن واسه غذا، ميگه: مگه اينجا قرار نیست نماز بخونن؟ ميگن: نماز مى خواى برو دانشگاه تهران، ميگه: مگه دانشگاه جای تحصیل و دانشجوها نیست؟ ميگن: اگه منظورت درس خونده ها و دانشمنداهاس برو زندان اوين، ميگه: مگه دزدا و جنایتکارا و قانون شنکارو نميبرن زندان؟ ميگن: زکی، دلت خوش ها، پس مملکت رو کی اداره کنه؟

یک ترکه میره دکتر. دکتره بعداز آزمایشات زیاد میگه: شما بیماری قلبی دارین و حداقل تا سه ماه آینده نباید از پله بالا و پایین برین.
سه ماه بعد که ترکه میره پیش دکتر، دوباره آزمایشش میکنه و میگه: تبریک میگم شما حالا دیگه قلبتون خوب خوب شده.
ترکه میگه: یعنی حالا میتونم از پله بالا و پایین برم.
دکتره میگه: البته، حتماً.
ترکه می پره هوا و میگه: آخه میدونین آقای دکتر، خسته شدم از بسکه توی این سه ماه از پنجره رفتم تو، از دیوار آمدم پایین!!

ناظم به بچه ترکه میگه برو ته صف بایست، بچه ترکه میره و برمیگرده.
ناظم میگه: چرا برگشتی؟
بچه ترکه میگه: آخه ته صف یکنفر دیگه وایستاده بود!

 

 

ترکه داشته تو جاده میرفته یهو ماشینش منحرف میشه میره تو خاکی. میگه: یا حضرت عباس ماشینمو دادم دست تو!
حضرت عباس میگه: غلط کردی، چرا تو اسفالت نمیدادی دستم!

بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا میکردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه: اینجا طویله است؟
یکی از بچه ها میگه: نه آقا اشتباهی آمدید!

زن به شوهرش: عزيزم واقعاً عجيبه! از وقتی با تو شروع کردم به صحبت و خواسته‌ها و نیازهامو برات گفتم، سردردم کلاً از بين رفت.
شوهر: عزیزم از بين نرفته، به من منتقل شده!

گفت مردی به همسرش روزی
من بميرم چگونه خواهی زيست؟
گفت: از چند و چون آن بگذر
تو بميری برای من کافيست


+ تاريخ 87/02/11 |ساعت16:31 |

........................................................................................................................


تـوسـط:
امید
  

جوک اول

یه روز شادمهر عقیلی یه بخاری می خره، بعد دستش می خوره به بخاری و دستش می سوزه. فردا میره بخاریش رو می فرشه. اما اون شب که می خوابه بخاریه میاد به خوابش و می گه: وقتی... دیدی که سوختی... رفتی و ما رو فروختی

جوک دوم

حیف نون می ره ماشینش رو بیمه کنه، آقاهه بهش می گه: خدا کنه هیچ وقت از این بیمه استفاده نکنی. حیف نون می گه: الهی تو هم از این پول خیر نبینی!

جوک سوم

زنی 2قلو میاره، پسرش داد می زنه مادرم یه بچه آورده با یه زاپاس!

جوک چهارم

از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من از شیشه پاک کن استفاده می کنم!

جوک پنجم

معلم: بگو ببینم... اگه توی خیابون یه نفر یه خری رو گرفته و می زنه، و من برم جلو و از این کارش ممانعت کنم، به این کار چی می گن؟
شاگرد: آقا اجازه، حس برادری!

جوک ششم

از پیرزنه می پرسن شوهرت بدیم یا بفرستیمت مكه؟ میگه ننه، مكه كه فرار نمی كنه!

جوک هفتم

حیف نون میره توالت، زنش زنگ می زنه میگه كجایی؟ حیف نون میگه خونه بابات! زنش میگه همون جا یه چیزی بخور بیا من چیزی درست نكردم!

جوک هشتم

به زنی که همیشه می دونه شوهرش کجاست چی می گن؟
بیوه!

جوک نهم

حیف نون ميره تعليم رانندگي، ازش مي پرسن چطور بود؟ ميگه خوب بود، اما مربيم خيلي مذهبي بود. چون هر طرف مي پيچيدم مي گفت يا حسين!

جوک دهم

به حیف نون خبر میدن: باباشدی! میگه: پس به زنم نگید، می خوام سورپرایزش کنم!

جوک یازدهم

حیف نون رو به زور وادار به نماز خوندن مي کنن. بعد مي بينن نشسته داره همين جوري دعا مي کنه. ميرن گوش ميدن مي بينن ميگه: خدايا! اينا منو به زور وادار کردن به نماز خوندن، تو خودت قبول نکن!

جوک داوزدهم

اگر خانمتون در اداره رئیستون باشه... اگر يک روز، چند ساعت دير به محل کارتان برسيد، واکنش همسر/رئيس شما: اين چه موقع اومدن به سر کاره؟ مي دوني ساعت چنده؟ چرا اينقدر دير اومدي؟ چيکار مي کردي؟ کجا بودي؟ با کي بودي؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي؟! خائن! اين چوب دستي من کجاست؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري!

جوک سیزدهم

اصفهانیه میره مکانیکی، به تعمیرکار می گه: 1 قطره روغن تو موتور، 1 لیوان آب تو رادیات، 1 لیتر بنزین تو باک بریز. تعمیرکاره می گه: لاستیکتم کم بادس! می خوای توش بگو..م؟

جوک چهاردهم

زن: عزیزم! یادته روز خواستگاری وقتی ازت پرسیدم چرا می خوای با من ازدواج کنی، چی گفتی؟
شوهر: آره، خوب یادمه، گفتم: می خواهم یک نفر را در زندگی خوشبخت کنم.
زن: خوب، پس چی شد؟
شوهر: خوب، خوشبخت کردم دیگه.
زن: کیو خوشبخت کردی؟
شوهر: همون بیچاره ای رو که ممکن بود با تو ازدواج کنه!

جوک پانزدهم

اولی: امان از دست این زنها! زنم تمام دارائی ام را برداشت و رفت.
دومی: خوش به حالت! زن من تمام دارائی ام رو برداشت و نرفت!

  


+ تاريخ 87/02/01 |ساعت1:8 |

........................................................................................................................